تبلیغات
لـبـیـک یـا امـام سـید عـلـی خامـنـه ای - روزگاری شهر ما ویران نبود

روزگاری شهر ما ویران نبود

شنبه 19 فروردین 1391  01:22 ب.ظ

روزگاری شهر ما ویران نبود *** دین فروشی اینقدر ارزان نبود دانلود فایل صوتی (حجم 3.27 مگا بایت)


روزگاری شهر ما ویران نبود *** دین فروشی اینقدر ارزان نبود


صحبت از موسیقی عر فان نبود *** هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود


دختران را بی حجابی ننگ بود *** رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود


ادامه در ادامه مطلب

روزگاری شهر ما ویران نبود *** دین فروشی اینقدر ارزان نبود دانلود فایل صوتی (حجم 3.27 مگا بایت)


روزگاری شهر ما ویران نبود *** دین فروشی اینقدر ارزان نبود


صحبت از موسیقی عر فان نبود *** هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود


دختران را بی حجابی ننگ بود *** رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود


د ختر حجب حیا غرتی نبود *** خانه فرهنگ کنسرتی نبود


مرجعیت مظهر تکریم بود *** حکم او عالمی را تسلیم بود


یک سخن بود و هزاران مشتری*** ان هم از لوث قرائت ها بری


وای که در سالهای سیاه دوهزار *** کار فرهنگی شده پخش نوار


ذهن صاف نوجوانان محل*** پر شد از فیلم های مبتذل


پشت پا بر دین زدن آزادگیست  *** حرف حق گفتن عقب افتادگیست


آخر ای پرده نشین فاطمه*** تو برس بر داد دین فاطمه


ای تو منکر ها همه معروف شد  *** کینه توزی با ولی مکشوف شد


در به روی رشوه گیران باز شد*** دشمنی با نائبش آغاز شد


بی تو دلهامان به جان آمد بیا*** کاردها بر استخوان آمد بیا


گوش کن اینک نوای جنگ را  *** قصه ای از شهر بعد از جنگ را


قصه ای پرسوزتاب و التهاب ***  قصه ای تلخ و سراسر اضطراب


قصه شهری که غرق درد بود *** آتش شهوت درونش سرد بود


شهر ما شب های خیبر یاد داشت *** رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت


شهر ما بقایی درون سینه داشت *** با شهادت انس از دیرینه داشت


شهر ما روح خدا در دست داشت *** صد هزاران عاشق سرمست داشت


ناگها ن این شهر ما بی درد شد  *** آتش غیرت درونش سرد شد


حال رازها در شهر قصه چپ شد ***  پوشش خاکی لباس رپ شد


دیگر از جبهه در این جا رنگ نیست *** دیگر آن حال و هوای جنگ نیست


یا خمینی ای خلیل بت شکن *** خیز و بنگر فتنه های شهر من


جبهه و یاران من گم گشته اند *** غرق در نسیان مردم گشته اند


پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟***  یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ


شهر من حجب و حیایت پس چه شد  *** ناله مهدی بیایت پس چه شد


ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟ *** کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟


ای جماعت ناله ام را بشنوید*** درد چندین ساله ام را بشنوید


ای شما آن سوی آتش رفتگان***  ای شما آغوش لیلا خفته گان


بنگرید این لکه های ننگ را*** فتنه های شهر بعد از جنگ را


عده ای با نامتان نان می خورن *** ای شهیدان خو نتان را می خورن


جنگ رفت و شهر ما تاریک شد*** راه وصل عاشقان باریک شد


شما رفته مردم ریایی شدند*** و بر خی دگر شیمیایی شدند


نه آن شیمایی که در جنگ بود  *** نه آن گاز سمی که بی رنگ بود


همانانی که رنگ ریا می زنن *** و بر سینه سنگ خدا میزنند


همانانی که یادی زبن می کنن *** فضا را پر از ادکلن می کنن


به یک چک رشوه خور میشوند *** به یک حکم مسئول کل میشوند


همانانی که در بی حجابی تکند *** سزاوار یک قبضه نارنجکند


به سنگ تحاجم محک می شوند ***  و مثل عروسک بزک میشوند


از اینها بپرسید که مهران کجاست *** شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟


از اینها بپرسید همت کیست ؟ *** از اینها بپرسید باکری که بود ؟


 از اینها بپرسید که بابایی که بود *** رجایی حسنپور اللهیاری که بود ؟


کسی فکر گلهای این باغ نیست *** کسی مثل ان روزهای داغ نیست


همه ناگهان عافیت خو شدند *** و یک شب از این رو به آن رو شدند


کسی بر شهیدان سلامی نگفت *** رضای خدا را کلامی نگفت


بیایید که مردم بهتر شویم *** در این آبشار خدا تر شویم


بیایید تجدید پیمان کنیم*** نگاهی به قبر شهیدان کنیم


نوشته شده توسط: محمدرضا | آخرین ویرایش:شنبه 19 فروردین 1391 | نظرات ()