تبلیغات
لـبـیـک یـا امـام سـید عـلـی خامـنـه ای - فوتبال معجزه نمی کند!!!

فوتبال معجزه نمی کند!!!

پنجشنبه 8 تیر 1391  12:19 ب.ظ

تحقیر انگلیس با لاجوردی ترین چیپ قرن توسط آندرو پیرلو

یک: جام ملت های اروپا اگر چه تا پیش از این، جهانی را سرمست جادوی توپ گرد می کرد، اینک خود تحت الشعاع اقتصاد بحرانی اروپاست. شنبه شب اسپانیا، فرانسه را برد، اما وقتی از هر ۴ نفر اسپانیایی یکی بیکار است، تیکی تاکا به چه کار می آید؟! برای جامعه ای که با ۲۵ درصد بیکاری دست به گریبان است، چه فرقی می کند ۸۰ درصد توپ دست مردان دل بوسکه باشد یا ۸۵ درصد؟! این البته حال و روز اسپانیای فاتح است، وای به حال کشوری مثل یونان که این روزها در هیچ عرصه ای به باخت، نه نمی گوید! اروپا خواست با راه اندازی یورو، به نوعی ادای آمریکا را درآورد و ضمن ادای دین به نظام سرمایه داری، ایالات متحده شود، اما واحد پول یکسان، لزوما قادر نیست از کشورهای مختلف، شهرهایی متحد زیرمجموعه اروپای بزرگ بسازد. اروپا اینک، نه قاره ای کوچک است و نه کشوری بزرگ. ملغمه ای است از ۲ بخش اقلیت و اکثریت. اقلیتی نظیر آلمان و فرانسه، که اولی خود را از بحران دور نگه داشته و دومی به شدت در مرز بحران قرار دارد و اکثریتی چون اسپانیا و یونان و ایتالیا و پرتغال که جملگی تا خرخره غرق بحران اند. سران اروپا اما به یورو ۲۰۱۲ امیدها بسته بودند تا مگر معجزه فوتبال، شکاف غنی و فقیر را پر کند. نکته اینجاست که فوتبال اروپا مگر چقدر زور دارد؟! و مگر چقدر ستاره دارد؟! اصلا مهم نیست جام چهاردهم را آلمان ببرد یا بخت با کشورهای بحران زده اروپا یار باشد. قدر مسلم جام یورو در میدان فوتبال، مسبب انسجام یورو در عرصه اقتصاد نخواهد شد.

دو: اقتصاد و سیاست، دست به دست هم داده اند تا تیم های ملی قاره سبز، فاقد هویت و اصالت گذشته باشند. متاسفانه بهتر است قبول کنیم که لیگ قهرمانان اروپا، از بازی های جام ملت ها دیدنی تر است. روزگاری از دل جام جهانی کوچک، بدیع ترین متد فوتبال درمی آمد، از تاکتیک های نو رونمایی می شد و ستاره های جدید معرفی می شدند. چیزهایی که هرگز در جام چهاردهم نمی بینیم. ستاره ها همان ستاره های قدیمی اند. خبری از تاکتیک تازه ای نیست. سبک نوینی ارائه نمی شود. حتی اسپانیا هم بیش از آنکه نان تفکر دل بوسکه را بخورد، در حال برداشت محصول تیکی تاکا، ال کلاسیکو و لالیگاست. در اروپا سیاست و اقتصاد به هیچ چیز ملی رحم نکرده اند، و «تیم های ملی» مستثنا از این قاعده نیستند.

سه: اروپا دیگر تریبون اول فوتبال نیست. برای این منبر شکسته باید روضه خواند. همیشه در اروپا تیمی قهرمان جام ملت ها می شد که لیگ قوی تری می داشت. با این همه هیچ وقت بوندس لیگا و کالچو و حتی لیگ برتر، بهتر از آلمان و ایتالیا و انگلیس نبوده اند. فی الحال عصر حکومت لالیگاست، اما کاش لالیگا قوی تر از تیم ملی اسپانیا نبود. کاش مجبور نشویم روزی اعتراف کنیم که جام ملت های اروپا ضعیف ترین لیگ کشورهای قاره سبز است! یک لیگ چند روزه و زودگذر که نیامده، می رود و برای فوتبال دنیا واجد هیچ کلاس فاخری در سطح توقع فوتبال دوستان جهان از فوتبال اروپا نیست.

چهار: حالا که در اروپا خبری از عدالت نیست و تبعیض بیداد می کند، فکر می کنم شما هم دوست داشته باشید ایتالیا، انگلیس را ببرد و جام را یا لاجوردی پوشان ببرند یا اسپانیا. انصاف داشته باشید؛ آیا سخت نیست که شاهد ۲۵ درصد آمار بیکاری در کشورتان باشید و باعث و بانی این بحران را کشورهای اقلیتی مثل آلمان بدانید و شاکی باشید که چرا اتحادیه اروپا از شما درآمد کسب کرده، اما هنگام بحران، فراموش تان کرده و… در عین حال، جام چهاردهم را نیز از دست رفته ببینید؟!

¤¤¤ ¤¤¤ ¤¤¤

حیف که فوتبال هم مثل اروپا اغلب کاری با عدالت ندارد و الا دل اکثریت قاره سبز با ایتالیا و اسپانیاست. گل زدن به انگلیس، مرده زنده نمی کند، اما لاکردار عجیب می چسبد. الساعه ۵ ساعت مانده تا شروع بازی ایتالیا و انگلیس، اما یک لحظه، توی خواننده، این نوشته را بی خیال شو… بگو ببینم؛ بازی چند چند شد؟!

وطن امروز/ ۵ تیر ۱۳۹۱

نوشته های قطعه ۲۶ درباره یورو 2012


نوشته شده توسط: محمدرضا | آخرین ویرایش:- | نظرات ()